آموزش توالت رفتن کودکآموزش دستشویی رفتناز پوشک گرفتن کودکتوالت رفتن فرزندخانوادهسایت تفریحیسایت سرگرمیسلامتسن از پوشک گرفتن کودکشب اداری کودکفرزندنحوه اموزش توالت رفتن کودک

آموزش توالت رفتن کودک – خانواده


آموزش توالت رفتن کودک

من پیوسته به مراجعینی که در نیویورک داشتم و در دوره ای که طبابت می کردم و بعدها در کتاب تغذیه و تربیت کودک، تلاش کردم بهترین و مؤثرترین شیوه آموزش را در ظرف چهل سال تجربه خود به مادرها پیشنهاد کنم. من سعی کردم مشکلات متداول و کلی را مطرح کنم و بگویم که اغلب بچه ها تا بعد از دو سالگی، آمادگی پذیرش این آموزش را ندارند. اگر تمایل دارید که نکات مهم آموزش توالت رفتن کودک را بدانید پیشنهادی می کنیم با بخش  خانواده سایت تفریحی و سرگرمی جیران همراه باشید.

آموزش توالت رفتن کودک - خانواده

من از روی تجربه طبابت خود (که از سال ۱۹۳۳ شروع شد) و از حرفهای همسرم با مادران سنترال پارک به این نتیجه رسیده ام که در سالهای ۱۹۳۰، اغلب مادرها سعی می کردند آموزش توالت رفتن را در سالهای نخستین زندگی کودک شروع کنند. این روش با روش انگلیسی ها جور بود و دایه های انگلیسی کلاه آبی و پرستاران کلاه آبی، آن را با خود به شهرهای آمریکا آوردند. افراد ثروتمند، این دایه ها و پرستارها را استخدام می کردند تا بچه هایشان را با مقررات جدی و سختگیرانه بهداشتی و انضباطی بار بیاورند. این دایه ها و پرستارها اعتقاد داشتند که نظم در اجابت مزاج، اساس سلامتی است و هر چه سریعتر و در سال اول زندگی، باید به هر نحو ممکن، آن را به کودکان آموخت. توصیه آنها این بود که کودک را باید هر روز در ساعات معینی، روی لگن نشاند. یکی از مادران سنترال پارک با کمال افتخار می گفت:” بچه من دیگر از شش ماهگی کهنه اش را کثیف نکرد! “مادر دیگری روی دست او بلند شده بود و می گفت:”این که چیزی نیست! بچه من از چهار ماهگی کهنه اش را کثیف نگرد!”


موارد پیشنهادی


تجزیه و تحليل دقیق این ادعاها نشان داد که در واقع، این مادر بود که آموزش دیده بود هر روز در ساعات معینی شاهد اجابت مزاج فرزندش باشد! چند هفته ای می گذشت، این مسأله به صورت یک واکنش شرطی در می آمد و کودک که مدتها بزور سر لگن نشانده می شد، می دانست که این بار هم باید همین کار را بکند. ولی در بسیاری از موارد، کودک در پانزده با هیجده ماهگی، علیه این مسأله طغیان می کرد و با جیغ و سر و صدا، از این که مادرش می خواست طبیعی ترین جریانات بدن او را تحت کنترل خود بگیرد، اعتراض می کرد، چون در این سن می دانست که از مادرش جداست و غرایزش به او می گفت که چنین است. او می دانست که مدفوع در تملک اوست، درست همانگونه که دست و بینی اوست. اگر مادر بیش از حد ریاست مآبانه رفتار می کرد و می خواست زمان و اجابت مزاج او را کنترل کند، او به شکل غریزی، در زمان دیگری و در جای پنهانی یا در کهنه خود مدفوع می کرد و اگر برایش کهنه نمی بستند، پشت کاناپه و یا هر جایی که مادر نمی توانست او را کنترل کند، مدفوع می کرد.

کودک در یک سال اول زندگی از نظر همه جریانات جسمی و روحی، کاملا نامنظم است و غالبا نمی تواند زمان و مکان مشخصی را برای این اعمال، برای خود تعیین کند. معمولا مادر پس از تلاشی اندک یا طولانی، دست برمی دارد. او پس از چند ماه، بار دیگر سعی می کند، ولی اگر در سال دوم زندگی کودک باشد، احتمالا با مقاومت و جیغ و فریاد شدید کودک روبرو می شود. اگر مادر بیش از این اصرار کند و کودک را به زور سر لگن نگه دارد، مقاومت کودک بیشتر می شود و این مجادله تا سه چهار سالگی طول می کشد و بنا به گفته بعضی از روان پزشکان، ممکن است در شکل گیری روحیه تهاجمی و مستبدانه کودک تأثیر بگذارد.

من به عنوان یک پزشک اطفال، مایلم به مادرها کمک کنم که جلوی اختلالات عاطفی را در فرزندشان بگیرند و به مادرانی که برای نخستین بار بچه دار می شوند، توصیه می کردم که دست از تلاش های سختگیرانه و قبل از موعد، بردارند. به جای این کار، به آنها پیشنهاد می کردم که آموزش کودک را در یک سالگی شروع کنند. بعدها متوجه شدم که در مورد بعضی از بچه ها، این توصیه درستی نیست، چون آنها دقیقا در سنی بودند که نمی خواستند همکاری کنند و با جیغ و سر و صدا در مقابل مادرانشان مقاومت می کردند.

چرا من با سایر متخصصان مشورت نمی کردم؟ چون در آن دوران، کسانی که حقیقتا در زمینه مشکلات نوزادی مطالعه کرده باشند، وجود نداشتند و فقط دایه های انگلیسی بودند که تعصب عجیبی روی آموزش زودرس داشتند، روان شناسانی که بچه ها را ندیده بودند، ولی بشدت مخالف آموزش زودرس بودند و اعتقاد داشتند که روی شخصیت آنها تاثیر می گذارد و پزشکان اطفالی بودند که هیچ نظری در این باره نداشتند و یا معتقد بودند که باید آموزش توالت رفتن را زود شروع کرد، چون آن روزها، نظم اجابت مزاج بسیار مهم بود.

سپس کاملا برحسب تصادف با دو مادر آشنا شدم که آنها هم برحسب تصادف توانستند برای این مشکل راه حل پیدا کنند. آنها در مورد فرزندان بزرگترشان مدتها تلاش کرده و با آنها کلنجار رفته بودند تا بر مقاومت شدید شان در مورد این مسأله غلبه کنند. هنگامی که فرزند سوم به دنیا آمد، دیگر جرأت نداشتند این کار را بکنند و تسلیم شدند، ولی در حدود دو تا دو سال و نیمگی، کودک سوم با مشاهده خواهر و برادرها و بزرگترهایی که از توالت استفاده می کردند به این نتیجه رسیدند که همان کار را بکنند و نه تنها مدفوع که ادرار خود را هم کنترل می کردند؟ من با نهایت خوشحالی و خوش بینی، این تجربه را به سایر مادرها منتقل و در نخستین جلد کتاب تغذیه و تربیت کودک نقل کردم. ولی مادران زیادی شکایت داشتند که این شیوه در مورد بچه آنها اثر نداشته است. سپس به مادران توصیه کردم که آموزش را در حدود دو سالگی شروع کنند و از آنها خواستم که دقیق و مهربان و ملایم باشند تا در کودک مقاومت و عدم همکاری به وجود نیاید. راستش را بخواهید، اگر می شد و قبول می کردند از آنها می خواستم که اصولا آموزش توالت رفتن را کمی به تعویق بیندازند، ولی باز هم مادرها گلایه داشتند که فرزندانشان مقاومت می کنند.

در آن دوره بود که به کلیولند رفتم و در بخشی که درمانگرهای کودک کار می کردند، مشغول کار شدم. این درمانگرها زیر نظر آنا فروید آموزش دیده بودند. در مجموع، برخورد آنها نسبت به همه مسائل صریح و روشن بود. من از روش این درمانگرها نکته مهمی را آموختم و به مادرها توصیه کردم در عین حال که برای ایجاد نظم در آموزش توالت رفتن فرزندشان تلاش می کنند و در عین حال که بسیار جدی هستند، اما روششان باید به دور از استبداد و کاملا دوستانه باشد. ولی باز هم موارد عدم موفقیت، فراوان بودند.

در اواسط سالهای ۱۹۷۰، از تی. بری. براز لتون، پزشک اطفال شهر و در ماساچوست، مقاله ای را خواندم. او دوست من بود و در مقاله خود نوشته بود که در مورد این مساله به موفقیت چشمگیری دست یافته است. او از میان پانصد مراجعه کننده که از روش خودآموز استفاده کرده بودند، شیوه ای را انتخاب کرد. مراجعین آنها بین دو تا سه سال و نیم سن داشتند. او ابتدا بر این نکته تأکید داشت که کودک در حدود همین سنین است که علاقه پیدا می کند هر چیزی را در ظرف و جای خودش قرار دهد.


مطلب پیشنهادی: زیباترین کافه های تهران


بنابراین مادر و پدر باید در حدود یک سال و نیمگی یا دو سالگی، یک لگن بچه درپوش دار را برای او بخرند تا او به عنوان صندلی روی آن بنشیند و چند هفته یا حتی چند ماه بی آن که ناچار باشد در آن مدفوع کند، روی آن بنشیند. تأکید بری روی این نکته است که کودک در این مرحله فقط باید لگن را به صورت اسباب بازی تلقی کند و به هیچ وجه نباید گمان کند که در استفاده از آن اجباری دارد.

پس از آن که کودک، لگن را به عنوان صندلی خود پذیرفت، در فاصله دو تا دو سال و نیمگی، مادر می تواند به صورتی عادی و با بی خیالی، در لگن را باز کند تا کودک بتواند همان طور که در مورد بزرگترها دیده است، روی لگن بنشیند. هیچ کاری بیشتر از این لازم نیست. ابداً وادارش نکنید که روی صندلی بنشیند. اگر نشست و بلافاصله بلند شد، وادارش نکنید دوباره بنشیند تا مزاجش کار کند. تمام این کارها برای آن است که به کودک اجازه بدهید این احساس را داشته باشد که او مسؤول کار خود است و می تواند هر وقت که دلش خواست از لگن استفاده کند. شاید بد نباشد که مادر، شیوه استفاده از توالت را گاهی به کودک نشان دهد. دکتر برازلتون متوجه شد که اکثر بیماران با نهایت خوشحالی به او مراجعه کردند و گفتند که بچه ها بین دو سالگی تا نزدیکی های سه سالگ توانسته اند بموقع سر لگن بنشینند و مدفوع کنند. از آن مهمتر این که آنها برای ادرار کردن هم بعد از چند روز مشتاقانه و داوطلبانه سر لگن می نشستند. اساسی ترین نکته درباره این بچه ها این بود که آنها کمتر رختخواب خود را خیس می کردند.

من از دکتر برازلتون پرسیدم چرا به رغم این که روش من در سالهای ۱۹۳۰ با روش او در سالهای ۱۹۷۰ شباهت دارد، نتوانستم در این کار موفق شوم و او پاسخ داد برای این که در آن سالها مادر و پدرها می خواستند در همان سال اول زندگی کودک، این آموزش دشوار را به او تحمیل کنند و طاقت نداشتند ببینند که کودک زیر بار نمی رود. ولی مادران در سالهای ۱۹۷۰، چنین اعتقاداتی نداشتند و آماده بودند تا بچه ها دوساله بشوند و تا آن زمان حوصله به خرج می دادند. من این توضیح را قبول دارم. به همین دلیل هم هست که در انگلستان، یعنی مهد آموزش های زودرس، شب ادراری در بزرگسالان، بزرگترین معضل برای پذیرفته نشدن در ارتش است!



منبع پست

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن