اهمیت تغذیه نوزاداهمیت منظم بودن تغذیه نوزادتا چه حد باید تغذيه نوزاد منظم باشد؟تغذیهتغذیه نوزادخانوادهسایت تفریحیسلامتغذای کودکفرزندکودکمنظم بودن غذای کودکمنظم بودن غذای نوزاد

تا چه حد باید تغذيه نوزاد منظم باشد؟ – خانواده


تا چه حد باید تغذيه نوزاد منظم باشد؟

در نیم قرن اخیر، ما دست از برنامه بسیار منظم، و حتی سختگیرانه، چهار ساعت به چهار ساعت شیر دادن به نوزاد، نه ده دقیقه کم، نه ده دقيقه زیاد، برداشته ایم! حالا دیگر نوزادان را در ساعات ۲، ۶، ۱۰ صبح، ۲، ۶، ۱۰ بعداز ظهر تغذیه نمی کنیم. از بخش خانواده سایت تفریحی جیران همراه ما باشید تا بدانید چه حد باید تغذيه نوزاد منظم باشد؟

تا چه حد باید تغذيه نوزاد منظم باشد؟ - خانواده

در نیم قرن اخیر، ما دست از برنامه بسیار منظم، و حتی سختگیرانه، چهار ساعت به چهار ساعت شیر دادن به نوزاد، نه ده دقیقه کم، نه ده دقيقه زیاد، برداشته ایم! حالا دیگر نوزادان را در ساعات ۲، ۶، ۱۰ صبح، ۲، ۶، ۱۰ بعداز ظهر تغذیه نمی کنیم. همین توصیه های سختگیرانه را هم در مورد شیشه شیر داشتیم: ۱۵۰ سی سی در هفته های اول، نه یک سی سی کم، نه یک سی سی زیاد تا وقتی که با پزشک مشورت شود! قبل از اواسط قرن بیستم، شیر دادن مادر به بچه، در ایالات متحده رسم نبود و بندرت مادری به فرزندش شیر می داد و شیر خشک باید با نسبت های دقیقی از شیر، آب و شربت ذرت قاتی می شد تا زمانی که پزشک تصمیم می گرفت آن را غلیظ تر کند. غذای جدید، از جمله شیر، غلات، میوه یا سبزی باید از یک قاشق در روز شروع می شد و بتدریج تا حد معینی می رسید و فرقی نمی کرد که کودک دوست داشته باشد بخورد یا نداشته باشد.


موارد پیشنهادی


امروز این همه سختگیری دیوانگی به نظر می رسد. علت آن سختگیری با رئیس مآب بودن پزشکان کودکان نبود، بلکه به خاطر ترس از اسهال شدید بود که هر تابستان هزاران کودک را می کشت. چنین تصور می شد که برنامه تغذیه نامنظم و میزان نامتناسب شیر در هر وعده و آماده سازی شیر خشک با نسبت های غلط، دست کم علت بعضی از اسهال هاست بنابراین پزشکان نگران و مستبد بودند و مادران را تا حد مرگ می ترساندند.

در اوایل سالهای ۱۹۴۰، پزشکان کودکان سرانجام متقاعد شدند که آلودگی میکروبی شیر گاو، آلودگی میکروبی در آماده سازی شیر خشک و نداشتن يخچال (خانواده های فقیر فقط پشت پنجره را برای نگهداری غذا و شیر داشتند) علل واقعی اسهال شدید هستند و نامنظم بودن برنامه شیر دادن و یا میزان شیر در هر وعده، در این زمینه نقشی ندارند.

عامل دیگری که در اوایل سالهای چهل به ترس از نداشتن برنامه منظم تغذیه خاتمه داد، تجربه ساده، اما شجاعانه یک مادر روان شناس به نام فرانسیس سیمساریان و پزشک کودک او، بود. آنها تصمیم گرفتند هر وقت نوزاد فرانسیس گرسنه به نظر رسید، او را با شیر گاو تغذیه کنند. آنها تعبير «برنامه تغذیه کودک براساس درخواست او را به کار بردند. کودک در چند روز اول، کم از خواب بیدار می شد. سپس بیدار می شد، گریه می کرد و دوازده بار در شبانه روز و با فواصل نامنظم شیر می خورد. این وضع چند روزی ادامه پیدا کرد. سپس کودک بتدريج دفعات شیر خوردن را به شش یا هفت بار در روز رساند. چنین تجربه ای در آن زمان، بسیار شجاعانه به نظر می رسید و هیجان زیادی را در میان پزشکان کودکان به وجود آورد. قبلا چنین تصور می شد که اگر هر بار که کودک یو به او شیر بدهیم، او حریص می شود که بیشتر و بیشتر شیر بخورده این واقعیت را که حالا این قدر برایمان بدیهی است فراموش کرده که کودکان از آغاز خلقت آدم و برای میلیونها سال، براساس درخواست خود» شیر خورده اند. در واقع در کشورهای نیمه صنعتی و یا بخش های حال توسعه دنیا، هنوز هم مادرها به همین شیوه به کودکانشان شیر می دهند.

در هر حال، توصیه های پزشکی در ظرف مدت بسیار کوتاهی از سختگیری بیش از حد متوجه انعطاف بیش از حد شد. هنگامی که من اولین نسخه تغذیه و تربیت کودک را در سالهای (۱۹۴۳ – ۱۹۴۶) می نوشتم، اظهار نگرانی کردم که شاید بعضی از مادر و پدرهای بی تجربه از این که از وضعیت سختگیری که سالهای سال درباره اش شنیده بودند به یک روش کاملا متضاد با آن یعنی «شیر دادن براساس درخواست کودک» تغییر موضع بدهند، بکلی گیج شوند. من پیشنهاد کردم که والدین با برنامه ای متمایل به برنامه با انعطاف شروع کنند تا کودک در مورد اشتهای خود و ریتم های سیر و گرسنه بودنش چیزهایی را یاد بگیرد و بفهمد که شب برای خوابیدن است و باید بین وعده های شیر، فواصل طولانی تری را رعایت کند. ولی در آن موقع و هنگامی که کودک نشان می دهد که آمادگی دارد، آنها می توانند هر روز بیش از پیش به سراغ برنامه منظم بروند.

دنیای صنعتی ما کارش با ساعت می گذرد. خانواده ها باید کم و بیش براساس ساعت عمل کنند. بنابراین کودک هم بتدریج و به محض این که بتوان این برنامه را با مهربانی و بدون احساس بدبختی، چه از طرف کودک و چه توسط پدر و مادر، اجرا کرد، در ظرف یک یا سه ماه، به آن عادت می کند.

من همچنین پیشنهاد می کنم که از برنامه تغذیه منظم غافل نشوید، چون پدر و مادرهایی که گمان می کنند برنامه نامنظم تا ابد قابل ادامه است و بیشتر به نفع کودک است و مهربانی بیشتر آنها را نشان می دهد، اشتباه می کنند. پدر و مادر باید بدانند که سازگار کردن کودک با دنیا، یکی از جنبه های مهم محبت و عشق پدرانه و مادرانه است، به شرط آن که بدون نگرانی و فشار انجام شود.

به عبارت دیگر، به اعتقاد من بهتر است کودک با این احساس به سن بزرگسالی برسد که بزرگترین رضایت در زندگی، خدمت به دیگران است. ( تا این که انسان سعی کند دائما در پی برآوردن خواسته های خود باشد). شیوه سازگار شدن با دنیا و به این اعتقاد رسیدن، در دوره کودکی و در خانواده و بتدریج شکل می گیرد. البته کودک در اوایل زندگی متوجه چنین مفهوم عظیمی نمی شود، ولی به عنوان مبنایی در برخوردهای خود آگاه با ناخودآگاه پدر و مادر وجود دارد و بتدریج و همزمان با بزرگ شدن کودک و آگاهی از احساسات والدین در مقابل او و توقعاتی که از او دارند، توسط او جذب می شود.

آیا منظور من این است که بعد از عادت کردن کودک به برنامه منظم، آیا اگر گاهی، نیم ساعت قبل از موعد مقرر گرسنه شد و با پدر و مادر گرفتار مسأله ای بودند و ناچار شدند زودتر به او شیر بدهند، نباید این کار را بکنند؟ این نگرش بیش از حد جدی و خشک، آدمیزاد را به صورت برده در می آورد، همچنان که در نیمه اول این قرن در آورده بود. بی نظمی گهگاه، اوضاع را به هم نمی ریزد. حتی اگر کودک در دورهای گرسنه تر می شود و می خواهد که زودتر شیر بخورد و یا حتی هر روز این وضع می آید و او فاصله زمانی چهار ساعت را به سه ساعت کاهش داده است، خود من ترجیح می دهم که برنامه منظم چهار ساعته را به سه ساعت تبدیل کنم. مطمئن باشید که هر چه کودک بیشتر رشد می کند، به فواصل طولانی تری گرسنه می شود و به برنامه سه وعده غذا در روز می رسد.

دقت کنید که اگر کودک زودتر از برنامه همیشگی خود از خواب بیدار می شود به این معنی نیست که باید بلافاصله به او شیر بدهید. او شاید دوست داشته باشد که آویزها بالای تختش و یا رفت و آمد پدر یا مادرش را تماشا کند و به این دلیل نیم ساعت زودتر بیدار شده است. تمایل به بیدار ماندن، بخصوص بعداز ظهرها، درست مثل بیشتر کردن فاصله نوبت های شیر خوردن در کودکی، امری طبیعی است. بنابراین منتظر بمانید و ببینید که آیا فرزند شما مایل هست تا زمان همیشگی شیر خوردن صبر کند.

یکی از مسائلی که مادر و پدرها را اعم از این که برنامه منظم یا نامنظم شیردهی را دنبال کنند، این است که می خواهند بدانند گریه کودک به دلیل گرسنگی است یا عامل دیگری چون دل درد سه ماهه (کولیک) یا

کج خلقی» است. دل درد سه ماهه ناشی از انقباض عضلات شکم است که سه تا چهار ساعت طول می کشد. شکم کودک ورم می کند و باد از مقعد او خارج می شود. این انقباض ها عصرها و در دوره های منظم زمانی اتفاق می افتند. کج خلقی به اندازه کولیک جدی نیست و در تمام اوقات روز پیش می آید. ایک قانون محکم و جدی برای کمک به کودک این است که اگر دو یا سه ساعت پس از شیر خوردن خوابیده است، گریه اش به احتمال قوی مربوط به گرسنگی است و باید باز به او شیر بدهید. ولی اگر گریه اندکی پس از شیر خوردن کامل پیش می آید (یعنی بیست دقیقه تغذیه با پستان یا خالی کردن شیشه شیر)، احتمالا به خاطر گرسنگی نیست. سعی کنید یک پستانک را در دهانش بگذارید و یا او را بغل کنید و راه ببرید و اگر آرام نشد، شیرش بدهید.

اعم از این که شما تمایل داشته باشید از برنامه منظم یا قابل انعطاف پیروی کنید، باید متوجه این نکته باشید که کودکانی که با شیر مادر تغذیه می شوند، دو تا سه ساعت پس از شیر خوردن، مایلند باز هم شیر بخورند، ولی کودکان شیرخشکی، حدود سه و نیم تا چهار ساعت بعد برای خوردن شیر اشتها دارند.

یکی از فواید عادت دادن کودک به برنامه منظم این است که عادت نمی کند بلافاصله بعد از بیدار شدن از خواب با شیر بخورد. در نتیجه، اگر ساعت ۶ صبح از خواب بیدار شود، احتمالا یک ساعت دیگر منتظر می ماند که اولین نوبت شیر صبح خود را بخورد، برای خودش بازی می کند و یا دوباره خوابش می برد و چرتی می زند. بنابراین نظم و برنامه او برای شما نوعی بی نظمی و بی برنامگی را به وجود می آورد که به نفع شماست. اگر می خواهید از این امکان استفاده کنید، به محض شنیدن صدای او به طرف اتاقش نروید.


بهتر است بدانید: رشد و تکامل ذهنی در کودکان صفر الی شش ساله


تا اینجا من روی تفاوتهای شیر مادر و شیر خشک تکیه نکرده ام. در واقع در تغذیه با شیر مادر، برنامه منظم، امری حیاتی، عملی و دلخواه است. پستان های مادر دارای نظامی حیرت انگیز برای تطبیق با اشتهای کودک هستند. کودک هرچه گرسنه تر باشد، بیشتر شیر می خورد و بهتر پستانها را تخلیه می کند. این تخلیه کامل و اولیه، پستانها را تحریک می کند که شیر بیشتری تولید کنند. عکس این موضوع هم صحت دارد. کودک هرچه کمتر شیر بخورد، پستانها کمتر تخلیه می شوند و غدد ترشح کننده شیر این پیام را دریافت می کنند که شیر کمتری بسازند. این مسأله مخصوصا در ابتدای دوره شیردهی، بیشتر پیش می آید.

بنابراین، از یک نظر، تلاشی برای دستیابی به یک برنامه منظم شیردهی، بخصوص در هفته های اول زندگی کودک، بالقوه جلوی ترشح و ذخیره سازی بیشتر شیر در پستانها را می گیرد. من فکر می کنم در یک دو ماه اول تغذیه با شیر مادر، بهتر است به کودک اجازه بدهیم که هرچند بار که میل دارد، شیر بخورد. سپس هنگامی که توانست دو یا دو ساعت و نیم یا سه ساعت شیر بخورد و سیر شود، می توانید پس از آن که پس از آخرین وعده شير، سه ساعت خوابید، او را بیدار کنید و ش بدهید، البته به شرط آن که میل داشته باشد شیر بخورد. ولی اگر از شدت گرسنگی، زار می زند، او را چندان منتظر نگذارید.

هنگامی که می گویم هر چند بار که میل دارد، به او شیر بدهید، درباره مادری صحبت می کنم که مشتاق شیر دادن هست و بچه ای که دائما از خواب بیدار می شود و مادر، پستانش را به دهان او می گذارد، ولی او پس از چند دقیقه، خوابش می برد. اما همین که مادر، او را در تختش می گذارد، پس از چند دقیقه بیدار می شود و دوباره شروع به گریه می کند. این وضعیت برای ما در بسیار خسته کننده و آزاردهنده است و کودک را هم اذیت می کند. به این ترتیب، مادر در تمام طول روز و حتی بخشی از شب را در حال شیر دادن به کودک است. او استراحت کمی می کند و دائما نگران است. به نظر من نباید مادر را مجبور کرد که این طور دائما شیر بدهد، چون بدیهی است که به این ترتیب پستانها هم درست تخلیه و تحریک نمی شوند. او می تواند در ظرف یک ساعت، دو بار به کودک شیر بدهد و هر بار پانزده دقیقه وقت بگذارد. مادر سپس می تواند او را در تخت بگذارد و برای یکی دو ساعت هر وقت بیدار شد، پستانک را در دهانش بگذارد. البته این در صورتی است که فقط نق بزند، وگرنه اگر بشدت گریه کرد، می تواند به مدت بیست دقیقه، او را راه ببرد یا تکان بدهد. اگر هم پدر کودک یا یک دوست در دسترس او هست، می تواند او را سوار ماشین کند و دوری بزند و به مادر امکان استراحت بدهد.

ذکر این نکته لازم است که خستگی و فشار روحی ناشی از رفتار کودک در هنگام شیر خوردن، ممکن است در واکنش جاری شدن شیر »

تاثیر سوء بگذارد. این واکنش در پاسخ به گریه گرسنگی کودک یا هنگام شیر دادن روی می دهد و شیر، رها می شود و راه می گیرد. بنابراین ما با یک چرخه بسته روبه رو هستیم و به همین دلیل پیشنهاد می کنم که مادر برای شیر دادن به فرزند، زمان معینی را در نظر بگیرد تا به خود استراحت بدهد. از آن بهتر وقتی است که بتواند حواس خود را مشغول چیز دیگری، مثلا تماشای تلویزیون، گوش دادن به موسیقی و مطالعه سازد و یا از دوستی دعوت کند که به دیدنش بیاید. اگر هیچ کاری فایده نداشت او می تواند یک شیشه شیر به کودک بدهد. اگر کودک هم شیر را با اشتها خورد و راضی و سیر به خواب رفت و سه تا چهار ساعت خوابید، یعنی ناراحتی کودک جدا با از شیر گرفته شدن او بستگی داشته و دست کم یکی دو روز باید این کار را به تأخیر انداخت. در این فاصله، مادر باید شیر خود را بدوشد.

یکی از جنبه های آزار دهنده و تأسف بار برنامه منظم شیر دادن با استفاده از شیشه شیر این بود که پدر و مادرها به این فکر عادت کرده بودند که نوزادان باید دقیقا همه شیر شیشه شان را تا ته بخورند. آنها می دیدند که چقدر شیر در شیشه باقی مانده است و گمان می کردند وظیفه آنهاست که کودک را وادار کنند که آن را تا ته بخورد. این نحوه شیر دادن گاهی اختلالات تغذیه ای جدی را به بار می آورد. در تحقیقاتی با وزن کردن کودکانی که با شیر مادر تغذیه می شدند، مشخص شد که میزان شیر مصرفی توسط آنها در هر وعده بسیار با هم فرق دارد. در ساعت شش صبح که پستانهای مادر در طول شب پر از شیر شده اند، کودک حدود ۳۰۰ سی سی شیر می خورد، ولی در ساعت ۶ بعداز ظهر که مادر و کودک، خسته هستند، کاملا با ۹۰ سی سی شیر سیر می شود.

من سعی می کنم یک برنامه مختلط را به صورت خلاصه و ساده بیان کنم. من روش تدریجی برنامه منظم را پس از سن یک یا دو ماه – می کنم، به این شکل که کودکی را که با شیر مادر تغذیه می شد سه ساعت خواب بیدار کنید (البته اگر راحت بیدار شد)، اما ک ے با شیشه شیر می خورد، به فواصل چهار ساعته بیدار کنید. اگر کو شیر مادر تغذیه می شود پس از دو ساعت و کودک شیر خشک ی ساعت از خواب بیدار شد، سعی می کنم با پستانک، یک ساعت  دیگر هم منتظر نگه دارم، البته به شرط آن که با پستانک راضی شود و یا فقط گاهی انق بزند. گاهی هم اگر او را ده دقیقه راه ببرید، دوباره به خواب می رود. ولی اگر گریه اش شدید بود و یا پشت سر هم نق زد، بهتر است به او شیر بدهید.

توصیه می کنم برقراری برنامه منظم را با شیوه ای متعادل و آرام دنبال کنید، مخصوصا اگر پدر و مادر بی تجربه ای هستید. پدر و مادری که تازه صاحب فرزند شده اند، لزوما نباید برده کودک باشند تا مهربان به نظر برسند. اگر تعادل بین ملاحظه وضعیت کودک و مادر و پدر از همان ابتدای تولد کودک در نظر گرفته شود، کودک بتدریج با این برنامه غذایی احساس راحتی خواهد کرد و دیگر در دو سالگی و سالهای بعد، پرتوقع و کج خلق نمی شود و روحیه همکاری خواهد داشت و رعایت ادب را خواهد کرد. پدر و مادری هم که چندان جانفشانی نکرده اند، اگر کودک با رفتارهایش آنها را دیوانه کند، از او نا امید نخواهند شد.

ولی اگر توصیه های مرا نمی پسندید و تصور می کنید که بیش از حد بر برنامه منظم تغذیه تکیه می کنم و دلتان نمی خواهد برنامه تغذیه دلخواه را دنبال کنید، مطمئن باشید همفکران زیادی خواهید داشت و خیلی ها از این نقطه نظر طرفداری خواهند کرد. در هر حال، او فرزند شماست و هر پدر و مادری حق دارد کاری را بکند که قبول دارد.


بهتر است بخوانید: تقویت هوش کودکان با بازی


هنگامی که مادر درباره بازگشت به سر کار فکر می کند

زمان مناسب برای بازگشت مادر به سرکار (اعم از آن که ضرورت ایجاب کند یا خودش انتخاب کرده باشد مناسب است؟ البته، مادر هرچه بیشتر فرصت مادری کردن داشته باشد بهتر است و این مسأله به اقتصاد خانواده بستگی دارد. تغذیه با شیر مادر، پس از بازگشت به سرکار هم ممکن است. شاید بتوان کودک را با خود به اداره برد و یا اگر محل کار از خانه دور نباشد، برای تغذیه کودک به خانه رفت و برگشت. البته همه اینها به تحمل و شکیبایی رئیس و همکاران زن بستگی دارد. شاید هم بشود کسی را پیدا کرد که در این فاصله به کودک با شیشه شیر بدهد (در هر حال هر چقدر کمتر به کودک شیرخشک بدهند، تغذیه با شیر مادر بیشتر طول می کشد.)

فرقی نمی کند که مادر بتواند برای یک، سه، شش، نه یا دوازده ماه از کودک خود مراقبت کند. در هر حال جابه جایی او با فردی که می خواهد مراقبت از کودک را به عهده بگیرد باید تدریجی باشد تا کودک بتدریج با او آشنا شود و احساس امنیت کند و بموقع بتواند غیبت مادر را تحمل کند. هر چند ممکن است کمی اغراق آمیز به نظر برسد، ولی این نکته از نظر من امری حیاتی است و مطمئنم که کودک هم همین نظر را دارد. به اعتقاد من، مادر و مراقب کودک باید حداقل دو هفته در کنار هم از کودک مراقبت کنند و بهتر است که این مدت را به سه یا چهار هفته افزایش دهند.

بعضی از مادران پس از زایمان به حمایت نیاز دارند و یک نفر باید در مقابل تعداد زیاد مهمانان یا کسانی که زیاد می مانند و نمی روند، از آنها مراقبت کند. (یادم می آید که بسیاری از بیماران من به خاطر مهمان نوازی، به طرز آزاردهنده ای گرفتار مهمانان می شدند و در دام آنها می افتادند. آنها بسیار مؤدب بار آمده بودند و عادت نداشتند بگویند، «خسته ام. می شود تشریف ببرید؟» و راهی هم وجود نداشت که از رختخوابشان بیرون بپرند و فرار کنند!) اگر مادری احساس کرد که از دست مهمانها خسته شده است، می تواند به دوستانش که به او تلفن می زنند و می خواهند به دیدنش بیایند، بگوید، «پزشک من اجازه نداده است که در ظرف یک روز بیش از دو مهمان داشته باشم.» یا «در حال حاضر، توصیه کرده که مهمانها بیش از پنج دقیقه نمانند.» اگر مهمانها عادت ندارند تلفن بزنند و سرزده می آیند، می توانید در وسط صحبت ها، وانمود کنید که خوابتان برده است!



منبع پست

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن